زمين- شعر زمين شعر سادهاى است. هرجا كه خاطرهاى از تو هست سرزمين من است هرجا كه ترك كردهام آرامگاه تو. شعر سادهاى است نه شكل يك پروانه گستاخ كه ولْ كُنِ پريدن نيست ازين گل به آن باغچه از آن باغچه به گردهافشانى همه شعرهايى كه پشت يك اقيانوس دفتر شد. به زبان ساده كلمه دست مرا مىگيرد كلمه از زمينم بلند مىكند پرواز مىدهد و همه غروبهاى دنيا طعم آغوش تو را مىگيرند."