آمد فصل بهار چلچله ها در گشت و گذار من لب به لب از غزلم شانه به شانه ی یار نو بهار از عطر نفس های تو گشتم جادو همه دنیا یک طرف و عشق تو تنها یک سو چشمم در پی تو محو تماشاست از تو دل نکنم تا دنیا دنیاست چون گل خندانم تا بهار منی مستانه میرقصم تا تو کنار منی من از این گلشن نکشم دامن بنشین با من، لب جو اگر از قلبم بروی یک دم به که دل بندم ؟ تو بگو با من از ماندن تو بگو دوباره بگو ای برگشته به من با جامهای از ترمهی نور هرگز به خدا با فاصلهها قلبم نشد از یاد تو دور