جوانه میزنم به رویِ زخمِ بر تنم فقط به حکم بودنم که من زنم، زنم، زنم چو هم صدا شویم و پابهپایِ هم رویم و دست به دستِ هم دهیم و از ستم رها شویم جهانِ دیگری بسازیم از برابری به همدلی و خواهری جهانِ شاد و بهتری نه سنگ و سارها نه پایِ چوبِ دارها نه گریههایِ بارها نه ننگ و عار ها جهانِ دیگری بسازیم از برابری به همدلی و خواهری جهانِ شاد و بهتری