كلمات پدر
همه يادگارياش
باباى سلام خو نيستى الان حرف بزنى بدم گوش به حرفات من همون پسرى كه موند تو درساش
ديگه رفتو پر زد h
دور شد مامان شد هرشب بدتر
اين كل دردم بگو غصه ات چى بود
اره قسمت اين بود كoه بري بشى منم ديگه تنها تر
هرو روزو بزنن خوپشتم فنا حرف
ديگه رفت پر زد قفس تنگ تر از مرز برگشت
بدى نكن حتا اگه بدى ديگه تعريف نكنم
اينو يادم دادى باشم آدم عالى
بابا ببين پسرت شد آروم عادى
جوون خام بودم چشام بست
همه يادگارياش پايه كارياش
اره دور شد ازمن بابا خورد شد قلبم
چشام اشك. توى مسير برگشت
بابا اون بالاست رفتو پر زد
بابا اون بالا حواسش هست نداشت باشم خوچيزى كمو كسر
ميكنم نقاشى دلمو سم پاشى يادگارياش منو بد پاشيد از اول ساخت حاجى