كلمات وقتی تو رفتی از خونه
همچون آتشی سوزان
نورش رو در دل شب میتابه
سینهای پر از فریاد آزادی
قلبی پر از پروانه داره
با شکوهه
همچون رودی خروشان
مثل نسیمی لطیف اما از جنس طوفان
همچون نوری که در تاریکی اسیره
با چشمانی باز، بدون ترس میمیره
بر قلهها، دشت و دامنهی کوهستان
ستارهها همچون برف میبارند از آسمان
وقتی تو رفتی از خونه پِیِ آزادی
وقتی عطر گلهای تنت
با بوی خون
میپیچه تو شهر
چطور میشه جز این سرودی خوند؟
با شکوهه
همچون رودی خروشان
مثل نسیمی لطیف اما از جنس طوفان
همچون نوری که در تاریکی اسیره
با چشمانی باز، بدون ترس میمیره
با شکوهه
همچون رودی خروشان
مثل نسیمی لطیف اما از جنس طوفان
همچون نوری که در تاریکی اسیره
با چشمانی باز، بدون ترس میمیره