كلمات شنیدم که فراموش کردهای
شنیدم رنگِ چشمانم را فراموش کردهای
شنیدم رنگِ چشمانم را فراموش کردهای
افسوس بر آن اشکهایی که از آن چشمها برای تو ریخت
افسوس بر آن اشکهایی که از آن چشمها برای تو ریخت
آن سری که روزی با عشقِ تو شعلهور بود
ای کاش به جای زانوهایت، بر سنگها تکیه میدادم
آن سری که روزی با عشقِ تو شعلهور بود
ای کاش به جای زانوهایت، بر سنگها تکیه میدادم
مگر من نبودم هفترنگ، مگر من جانِ تن نبودم
مگر من نبودم هفترنگ، مگر من جانِ تن نبودم
مگر من نبودم خیالِ روزت و رؤیای شبهایت
مگر من نبودم خیالِ روزت و رؤیای شبهایت
پس برای تو من عشق نبودم، دروغ بودم
دلم میسوزد برای آن زیباترین سالهایی که بر باد رفت
پس برای تو من عشق نبودم، دروغ بودم
دلم میسوزد برای آن زیباترین سالهایی که بر باد رفت