یکییکی فراموش شدهاند دوستانِ قدیمی، دوستانِ قدیمی نه سلامی مانده، نه خبری دوستانِ قدیمی، دوستانِ قدیمی چون رؤیاهایی نیمهمحو چون پرندگانی که پرکشیدهاند چون سنگهایی که خزه بستهاند دوستانِ قدیمی، دوستانِ قدیمی در نامهایی که فراموش شدهاند کسی نمیداند چگونه و کجا اکنون تنها در عکسها ماندهاند دوستانِ قدیمی، دوستانِ قدیمی