من تو را دوست نداشتم که فراموشت کنم نمیدانستم لبخندت یعنی جدایی صبح تا شب چشمانتظار راهت ماندم خواستم بمیرم، اما هیچطور نمردم آیا این عشق است؟ آیا این دلبستگی است؟ آیا این زندگی است؟ دل پر از درد، دنیا پر از اندوه، چشمها لبریز اشک حالا نمیدانم کجایی، در کدام گوشهی دنیا صدایت شبها دواندوان به سویم میآید تلخترین خبر برای من این است که با چه کسی هستی نامت را هنوز نتوانستهام از دلم پاک کنم